ویروئید چیست؟
یک ذره عفونی کننده،شبیه ویروس ولی کوچکتر که فقط شامل یک رشته RNA است و قابلیت عفونت زایی در گیاهان را دارد.ویروئید ها پاتوژن های غذایی، صنعتی و گیاهان زینتی هستند . همانطوری که در ابتدا گفته شد ویروئید ها از ویروس ها کوچکترند و شامل یک RNA حلقوی خیلی کوچک هستند و فاقد پوشش پروتئینی هستند (بر عکس بعضی از ویروس ها) و بنظر می رسد ویروئیدها از طریق باقیمانده سلولی به صورت مکانیکی از یک سلول به سلول دیگر منتقل می شوند.ویروئید ها ازحیث اینکه یک زیر ویروس بحساب می آیند و سبک عمل آنها بطور کامل مشخص نیست مورد توجه قرار گرفته اند. همانطور که گفتیم ویروئید ها ارگانهای بیماریزا در گیاهان مشخص هستند اگرچه، بطور نامشخص در سلول های حیوانی هم ایجاد بیماری می کنند.آنها پروتئین خاصی را کد نمی کنند ولی قابلیت این را دارند که در هسته سلول میزبان عمل همانند سازی (Replication) را انجام دهند.

ویروئید چگونه کشف شد؟
ویروئید اولین با ر در سیب زمینی هایی کشف شد که به دلیل وجود ویروئید های آلوده کننده درون آنها تغییر شکل داده بودند که به این بیماری Potato spindle tuber می گویند. اولین بار در شمال امریکا شناسایی شد .بعد از کشمکش های زیاد پاتولوژیست های گیاهی درصدد این برآمده اند که ببینند دلیل این عارضه چیست. در اوایل 1960 مصالعات سیستمیک بیماری شروع شد.در سال 1962 عامل بیماری را بصورت مکانیکی به جوانه ی گوجه فرنگی انتقال دادند. تحقیقات تا آخر دهه 60 ادامه داشت و به این نتیجه رسیدند که عامل بیماری ویروس نیست اما ظاهراً ذره و میکروارگانیسمی کوچکتر از ویروس است.که بعدها ان ویروئید نامیدند.




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 14:23  توسط رضائیان - شاه ایلی 

 

پريون (PRION) که اولين بار توسط پروسينر در سال 1982 عنوان گرديد ، به معني پروتئيني است که ماهيت عفوني دارد.در واقع پاتوژنهاي جديدي هستند که گروهي از بيماريهاي کشنده و آسيب هاي عصبي را ايجاد مي کنندو نام آن از ابتدا وانتهاي دو کلمه proteineceoues و infection گرفته شده است، فاقد اسيد نوکلئيک مي باشد ولي ژن آنها در انسان بر روي کروموزوم 20 قرار گرفته است و PRNP نام دارد.

فعاليت پريون:
- تنظيم خواب
- تاثير در حافظه کوتاه مدت
- جلوگيري از جنون در سنين پيري
- فعاليت آنتي اکسيداني
- تنظيم کننده مس در سلولهاي بدن

براي شناخت پريونها بايد به تاريخچه گروهي از بيماريهاي تحليلبرنده عصبي مرگبار به نام "آنسفالوپاتيهاي اسفنجي شکل مسري" بپردازيم.

● بيماريهايي مرگبار با علت نامعلوم
دست کم از ۲۰۰ سال پيش يک بيماري شگفت آور در گوسفندان به نام"اسکراپي" (Scrapie) شناخته شده بود که با زوال پيش رونده دستگاه عصبي مرکزي همراه بود.

اين بيماري که مسري بودن آن بين گوسفندان از بيش از يکصد سال پيش توصيف شده است، گوسفندان ۲ تا ۵ ساله را گرفتار ميکند و دوره پنهاني فاصله زماني بين آلودگي با عامل بيماري، و ظهور علائم بين يک تا دو سال است.

اولين علائم بيماري تغييرات رفتاري گوسفند مثل ناآرامي و بي قراري است، سپس حيوان دچار کاهش وزن و ضعف مي شود، در سر و گردن لرزش پيدا مي کند و هماهنگي عضلاني اش را از دست مي دهد، گوسفند مبتلا شروع به خاراندن بدنش به اشيا مي کند و نام بيماري هم از همين رفتار حيوانات مبتلا گرفته شده است ،(ماليدن scrapie)

حيوانات مبتلا در طول ۵ تا ۶ ماه مي ميرند، در کالبدشکافي حفرات متعددي در مغز جانوران مبتلا و اسفنجي شدن آنها مشهود است. احتمال داده مي شود که استفاده از مرتع مشترک باعث انتقال بيماري بين حيوانات شود.
در همان حال در دهه ۱۹۲۰ دو عصب شناس آلماني يک بيماري نادرکشنده تحليل برنده مغزي را در انسان توصيف کردند.

اين بيماري مردان و زنان را به نسبت مساوي در حدود ۶۰ سالگي گرفتار مي کرد. بيماران دچار علائم رواني و رفتاري مبهمي مي شدند که پس از هفته ها و ماه ها به زوال عقل پيش رونده منتهي مي شد و اغلب با حرکات غيرطبيعي بدن و اختلال ديد همراه بود.

بيماري درمان پذير نبود و در کمتر از يک سال از شروع علائم به مرگ منتهي مي شد. کالبدشکافي اين بيماران هم ايجاد حفرات در مغز و اسفنجي شدن آن را نشان مي داد. علت بيماري نامعلوم بود.

در سال ۱۹۸۶ بيماري کشندهاي مشابه اسکرپي در ميان گاوها در انگليس همه گيري پيدا کرد. اين بيماري را که مانند اسکرپي با اسفنجي شدن مغز همراه بود "آنسفالوپاتي اسفنجي شکل گاوي" (BSE) ناميدند.
اين بيماري داراي دوره نهفتگي طولاني بين ۲ تا ۵ سال و علائم آن شامل تغييرات رفتاري مانند هيجان زدگي و بي قراري حيوان و از دست رفتن پيش رونده هماهنگي عضلاني و کارکرد حرکتي حيوان است.

در مراحل پيشرفته بيماري کاهش وزن و انقباضات ظريف عضلاني در گردن و تنه حيوان بروز مي کند و حيوان به شيوه اي غيرطبيعي و اغراق شده گام برمي دارد و از گله جدا مي شود. مرگ معمولاً در طول يک سال از شروع علائم رخ مي دهد و درماني هم وجود ندارد.

در ابتداي سال۱۹۹۶ مواردي از ابتلا به بيماري کروتز فلد جاکوب در افراد جوان تر از سن معمول شيوع بيماري يعني ۵۰ سالگي ديده شد و بررسي ها نشان دهنده گونه جديدي از CJD بود.
پژوهش وجود عامل ژنتيکي در بيماري را رد کرد و نشان داد که انتقال در نتيجه در معرض قرار گيري بافت هاي گاوهاي مبتلا به BSE از طريق خوراکي است.

کليه بيماريهاي پريوني را به نامTSE مي شناسند از جمله :
- اسکراپي در گوسفندان
- BSE ياجنون گاوي
- کوتزفلدجاکوب در انسان
- کورو در انسان

حال که به توانايي و اهميت پريون پي برديم به بررسي ساختار و عملکرد آن مي پردازيم:
پروتئين طبيعي توليد شده توسط ژن, PRNP PrpC ناميده مي شود.که غيربيماري زا مي باشد.پريون بيماري زا Prp SC نام دارد کهSC از دو حرف کلمه Scrapie گرفته شده است. تفاوت بين فرم بيماري زا و غير بيماري زادر ساختمان سوم اين دو ذره است.بدين معني که درپريون غير بيماري زا ۴۲٪ Helix-α و۳٪ sheet-β اما در فرم بيماري زا ۴۳٪sheet-β و ۳٪Helix-α.



در واقع عفونت با پريونها در اثر تکثير شکل اشتباه پيچ خورده ي پروتئين Prp SCدرمحيط حاصل ميشود.اين تکثيردر دو مرحله رخ ميدهد:

مرحله اول؛رشد تجمع عفوني از طريق اتصال به PrpC که شامل تغييرات ساختاري در شکل اشتباه پيچ خورده ميباشد.
مرحله ي دوم؛ Prp SCهادر اتصال با PrpCتجزيه ميشوند.

به عبارتي پريون طبيعي داراي چهار زنجيره آلفا هليکس است که دو عدد اين مارپيچها(بر اثر جهش) تبديل به چهار صفحه بتا مي شوند و هر پروتئين غير طبيعي بر اثر تماس مستقيم با فرم طبيعي آن را آلوده ميکند و اين روند آنقدر ادامه مي يابد که فيبرهاي پروتئيني خارج سلولي ايجاد شده و حفرههايي در مغز بجاي ميگذارد.به اين ترتيب اثرات بيماري مانندزوال عقل و تغييرات شخصيتي - رفتاري و سرانجام مرگ بروز ميکند.

بايد توجه داشت تواليهاي مربوط به اين پروتئين در ژن به شدت محافظت ميشوند ولي جهش تنها يک باز آلي موجب شروع اين روند ميشود.




تفاوت فرم طبيعي و غير طبيعي از نظر شکل فضائي است به طور شماتيک:



PrpC در برابر پروتئاز حساس بوده و در مواد پاک کننده محلول است و بيشتر ساختار آن را زنجير آلفا تشکيل مي دهد. اما فرم Prp SC بيشتر داراي زنجيره بتا مي باشد وداراي مقاومت به اشعه يUV،نوکلئاز،حلالهاي آلي،دترجنتهاي غير يوني و پايداري در حرارت 90 درجه به مدت طولاني است.

نکته مشترک بين پريون ها اين است که ساختار مغز يا بافت هاي عصبي را تحت تاثير قرار مي دهند.مطالعات نشان داده است که در سطح سلول هاي عصبي پروتئيني به نامSpc2 وجود دارد که گيرنده ي انتهاي آمين پريون ها است.سلول هاي مغزي بيشترين تعداد از اين گيرنده ها را دارند.براي همين است که اين سلولها مخازن پريون ها به شمار مي روند.

نکته مهم اين است که پريون ها از لحاظ ترکيب شيميايي مشابه پروتئيني طبيعي در بدن هستند بنابراين از طرف دستگاه ايمني خودي محسوب ميشوند.

تشخيص :
ايمونو فلورسانس.تزريق به مغز حيوان آزمايشگاهي.بررسيCSF.کشت در سلول هاي عصبي اتوپسي مغز.

راهاي انتقال :
در دامها از طريق افزودنيهايي که از منابع آلوده به غذاي دامها اضافه مي کنند.
در انسان از طريق استفاده از گوشت آلوده ، وسايل جراحي مقاوم به استريل شدن ، پيوند قرنيه چشم و اخيرا احتمال انتقال ازطريق خون را نيز داده شده است.

پيشگيري وکنترل :

شناسايي و ذبح دام هاي آلوده.
عدم استفاده از مراتع آلوده.
زايمان بهداشتي دام.
عدم استفاده از پودر استخوان و مکمل هاي غذايي دام هاي آلوده.

درمان:

به نظر مي رسد که با افزايش شناخت ما از تکثير پريون،طراحي درمان هاي موثر براي بيماري هاي پريون قابل انجام باشد.زيرا افراد با خطر ابتلا به پريون از طريق وراثت مي توانند قبل از بروز علائم شناخته شوند.اگر چه راهي براي پيش بيني تعداد اشخاصي که ممکن است در آينده اختلال عصبي را از پريون هاي گاوي بگيرند،نداريم .يافتن درماني موثر بسيار مورد نياز است.موثرترين درمان ممانعت از تغيير فرمPrpC بهPrp SC است.روش هاي معقول شامل پايدار نمودن ساختار PrpC به وسيله کمپلکس دارويي PrpCو يا تغيير فعاليت پروتئين x که ممکن است در بروز بيماري موثر باشد،است.
به نظرميرسد تا کنون درمان قطعي کشف نشده و درمان هاي نسبيبا مواردي همچون آنتراسايکلين وترکيبات پلي آمين شاخه دار انجام مي گيرد.

فاطمه بهادري
فروغ ازادگان
شيما دوكوهكي
لاله فهندژسعدي
+ نوشته شده در  جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 19:48  توسط رضائیان - شاه ایلی 

 

در سال 1915 شخصی به نام تورت ( Twort ) به همراه همکاران خود متوجه شد که برروی يک plate حاوی Micrococcus ، برخي ازکلنی‌ها ي درخشان (glassy colony) ديده مي شوند و بعد مشاهده کرد که اگر ازاين glassy colonyها نمونه گيري نموده و به باكتري هاي جديد اضافه كند باكتري‌ها ليز مي‌شوند. دو سال بعد درسال 1917، دارل ( D’ Herelle ) نيز همين مشاهدات را بصورت مستقل انجام داد.
درحال حاضر به رشد ويروس برسطح محيط كشت باكترياي ، plaque مي‌گويند . اصطلاح باكتريوفاژ كه توسط       D’ Herelle مطرح گرديد به معني نابود كننده باكتري مي‌باشد.



طبقه بندی فاژها: Classification
طی طبقه بندی  صورت گرفته  ، فاژها به 4 دسته تقسيم مي شوند :

   
 The ssDNA phages
(i) Icosahedral phages
(ii) Helical (filamentous)
(a) The Ft group (b) If group

2. The dsDNA Phages
3. The ssRNA phages
4. The dsRNA phages



Phi x174
این فاژ جز دسته فاژهایی است که DNA تک رشته ای وحلقوی دارند. داراي5386 نوكلئوتيد است كه شامل 11 ژن مي‌باشند. 8 ژن دركارساختماني و سه ژن درعمل replication نقش بازي مي‌كنند. این باکتریوفاژ دم ندارد و مکانیسم همانند سازی دراین فاژها از مدل حلقه ی چرخان ( Rolling circle model ) تبعیت می کند.

مراحل همانند سازی:
1- جذب : در این مرحله بواسطه ی وجود پروتئین هایی به نام Spike با گیرنده ی سلول میزبان که اکثراً لیپوپلی ساکارید «LPS» می باشند متصل می شود.

2- نفوذپذیری: در این مرحله همین که ژنوم فاژ وارد باکتری شد اولین قدم 2 رشته ای شدن اتفاق می افتد. DNA فاژ درون میزبان 2 رشته ای می شود . این دو رشته ای شدن بوسطه ی DNA پلی مراز میزبان رخ مي دهد. سپس mRNA و Protein ساخته می شود.

یکی از پرتئین هایی که فاژ phi x 174 می سازد Protein A (پرتئین A) می باشد. این پرتئین نقش آنزیمی دارد و در رشته ی + شکاف ایجاد می کند. که به آن (Nick) می گویند. اصطلاحاً به این پرتئین (Relaxase Pro A) می گویند. اين پروتئين به قسمت ’5 رشته می چسبد و هم باعث ايجاد شكاف شده و هم DNA را باز می کند. همانند سازی این فاژ از طریق مدل حلقه چرخان «Rolling circle Model» انجام می شود.

یعنی قسمت ’3 دائم در اطراف رشته ی الگو حرکت می کند و این حرکت به آنزیم DNA پلی مراز اجازه می دهد که حرکت کرده و از سر ’3 شروع به سنتز رشته ی جدید کند و در نتیجه با حرکت آنزیم، DNA بازتر شده و آن را از رشته ی قبلی (-) جدا می کند و نهایتاً از روی رشته ی + یک رشته ی + جدید ساخته می شود.

نکته: برای آزادی عمل DNA پلی مراز پرتئین A به انتهای ’5 می چسبد. سپس عمل بسته بندي فاژ صورت مي گيرد و بعد فاژ از سلول میزبان خارج می شود.



بررسی ها و آزمایشات نشان داد که 78/5% از کل DNA باکتریوفاژ phi x 174 در عمل آلوده سازی باکتری نقش دارد.
همانند سازی DNA و آلودگی باکتری توسط فاژ phi x 174 حدود 40 دقیقه طول می کشد.
در ژن این باکتریوفاژها نیز جهش اتفاق می افتد و جالب است که بدانید جهش در ژن phi x 174 بسیار شبیه به جهش در سلول های یوکاریوت ها است ولی بدلیل کوچک بودن این ژن ها سرعت جهش در این فاژ بیشتر است.


حامد آتش برگ







+ نوشته شده در  شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۹ساعت 16:32  توسط رضائیان - شاه ایلی 

 


باکتریوفاژ: ویروس هایی هستند که میزبان آن ها باکتری است و باکتری ها را تحت تاثیر قرار می دهند. اصطلاح فاژMu: این نام از Mutator که به معنای موتان زا می باشد گرفته شده،از این جهت است که آن را فاژ Mu می نامند. میزبان اختصاصی این فاژ E.coli می باشد و در دیگر باکتری های روده ای نیز دیده شده است


بررسی ساختار فاژMu:
1.فاژ Mu جزء فاژهای سرودم دار است.
یک سر 20 وجهی و یک دم ( دنباله دار فیبریلی) دارند که از سایتهای انتهایی به میزبان اختصاصی خود می چسبند.
2.ژنوم فاژ DNA, Mu خطی دو رشته ای است واندازه آن (38-39kbp) می باشد.
3.ژنوم فاژ پروتئین های Mu A و Mu B را رمز می کند که برای جابه جا شدن به آنها نیازدارد

Mu A: به انتهای DNA ویروس متصل می شود.
Mu B: به صورت فیلامنت مارپیچ است و باعث ایجاد کمپلکس نوکلئوپروتئینی به نام ترانسپوزوم می شود.




مکانیسم Head full:
طریقه ساخت و پر شدنشان از ژنوم بدین گونه است که در برخی از فاژ های سر و دم دارابتدا کپسید 20وجهی شکل می گیرد و سپس به آن ژنوم اضافه می گردد. زمانی که DNAي Mu درون سر فاژ بسته بندي می شود ژنوم فاژ 50-150 Kbp از DNA میزبان در انتهای سمت چپ خود و یک میزان متغیری از DNA میزبان در انتهای سمت راست خود را دارد و این به گنجایش کپسید بستگی دارد نکته ای که حائز اهمیت است این است که این مکانیسم به ایجاد موتاسیون کمک می کند




کارآیی باز آدنین (A استامیدی)
ترانسپوزون ها به گونه ای تجمع می یابند که در مقابل تخریب ژنومی مقاوم اند اما با توجه به اطلاعات به دست آمده فشار اعمال شده از طرف ساختار ژنومی میزبان به فاژ وجود دارد وقتی فاژ وارد باکتری می شود به وسیله آنزیمی به نام آنزیم برش دهنده باکتری تخریب می شود نحوه مقاومتی که درفاژ نسبت به آنزیم های برش دهنده باکتری ایجاد شده بدین صورت است که باید سایت هدف آنزیم برش دهنده کور شود.سایت هدف این آنزیم باز های آدنین است و این بدین گونه است که این فاژ سایت A را استامیدی کرده و سیستم از آنزیم برش دهنده باکتری فرار می کند.


روند همانند سازی فاژMu:
فاژ Mu را DNA دزد می نامند از این جهت که بخشی از DNA میزبان را بر می دارد و به جایی دیگری منتقل مي كند. پس می تواند به عنوان یک ترانسپوزون عمل کند. چون فاقد مبدأ همانند سازی است به طور مستقل نمی تواند همانند سازی کند . خودش را وارد کرموزم میزبان کرده و طبق مکانیسم Rolling cycle رشد و تکثیر می کند.
Transpositionهمزمان با همانند سازی اتفاق می افتد. ترانسپوزون یک رشته منتقل می شود اما ترانسپوزون در نسخه مکمل وجود دارد و همزمان با همانند سازی به جای این قطعه از روی نسخه مکمل ترانسپوزون نسخه روبرو همانند سازی و جایگزین می شود





روند ایجاد موتابسیون های بیش تر:
این فاژ زمان بلند شدن ازسمت چپ ژنوم خودش حدود (50-150 kb) وازسمت راست ژنوم خودش حدود (1-2kb) از DNA میزبان را بر می دارد و بر روی ناحیه ای جدیدي از DNA میزبان می نشیند که باعث ایجاد موتابسیون های فراونی خواهند شد.

مکانسیم (CUT-PASTE):
پروتئین Mu A(ترانسپوزیز) که به انتهای DNA ویروسی متصل می شود مراحل CUT-Paste را درون DNA فاژ Mu کاتالیز می کند. این مراحل درون کمپلکس (ترانسپوزم) انجام می شود. Mu B پروتئین باند شونده وابسته به ATP است که این اجتماع را (پروتئین Mu Aو DNA) تنظیم می کند. وجود Mu A برای فاژ خیلی مهم و حیاتی است چون سایت هدف را روی کروموزم میزبان انتخاب می کند و قادر به تشخیص سایت نوترکیبی است.
ATP-bound حالتی است که فعالیت ATP aseي پروتئین Mu B محدود می شود و باعث می شود Mu A عمل Paste را انجام دهد زمانی که فعالیت هیدرولازی َATP افزایش می یابد Mu A عمل cut را انجام می دهد. فعالیت Mu B ATPase خیلی آهسته است ولی شدیداً برهمکنش بین این دو پروتئین را افزایش می دهد

سیکل زندگی فاژMu:
1.فاز Lysogeny : پدیده ای که در آن ژنوم فاژ بدون اینکه باعث تخریب میزبان شود در پیکر آن به طور پایدار باقی می ماند و باکتری به رشد خود ادامه می دهد


2. فاز Lytic : (باعث تخریب یاخته میزبان و آزاد سازی فاژهای تازه می شود) چرخه لیتیک به وسیله آبشار رو نویسی که شامل 3 مرحله ای (Late-middle-early) است صورت می گیرید.

تکثیر ژنوم فاژ(پروفاژ)با تکثیر کروموزم یاخته میزبان هماهنگی دارد که در هر تقسیم یاخته،یک رونوشت از پروفاژ نیزبه هر یک از یاخته ی های دختری به ارث می رسد. معمولاً پروفاژ به صورت ليزوژن ، درون کرموزم میزبان قرار دارد

نکته:
فاژMu جدیدی به نام (Min Mu) که فاژ ناقص نیز خوانده می شود با حذف فاز Lytic دارای فعالیت Lysogeny می باشد که می تواند ایجاد موتاسیون نماید.

1.ژنهای B و A پروتیئن های Mu A و Mu B را رمز می کند که فاژ برای جابجا شدن به آنها نیاز دارد.

2.فراورده های ژن C به عنوان یک inhibitor عمل می کنند و بیان های ژن های ترانسپوزیز را سرکوب می کند. این قطعه ژنی می تواند ایجاد Immunity کند.روند فعالیت این بدین گونه است كه زمانی که فاژ Mu بر روی ژن نشسته است اجازه ورود به فاژ Mu اضافی دیگر را در اطراف خود نمی دهد،در واقع مانع از ایجاد Super infection (عفونت اضافی)می شود.

3.قطعه ژنی قابل معکوس





نقشه ژنتیکی فاژMu:


اصلاح Hast range:
توالی ( ′S U U′ S ) را می نامند که با توجه به نحوة قرائتش که S U يا ′ U′ S بوجود می آید:
بیانگر این مطلب است که این فاژ چه میزبانی را برای استقرار انتخاب می کند
اگر قطعه ی ژنی در جهت مثبت بیان شود سویه E.coli K12 را انتخاب می کند
اگر قطعه ژنی در جهت منفی بان می شود سویه E.coli C را انتخاب می کند


ورود فاژMu به ژنوم مخمر و پستانداران
اگرچه گيرنده هاي این فاژ برروي پروکاریوتها وجود دارد اما تمایل شدیدی برای هدف های یوکاریوتی نیز از خود نشان می دهد.این فاژ درون ژنوم مخمر و پستاندارن به عنوان انگل ژنی بیان شده است. این انگل هاي ژنی چرخه زندگی متمایزی برای بهینه کردن همانند سازی در ژنومی که وارد آن شده اند را دارند.DNA جدیدی که درون سلولهای یوکاریوتی با استفاده ازDNA فاژ Mu وارد می شود را ترانسپوزوم می نامند. با استفاده از مکانیسم الکتروپوزیشن که قادر به تشخیص درست ورود Mu به ژنوم است اين رويداد کنترل می شود.در ساکارومیسزیه،ترانسپوزون ها،بیرون ژن ها تجمع یافته اند و در مقابل تخریب ژنومی مقاوم اند در سلول موش وانسان، ترانسپوزون ها درون ژنوم تجمع می یابند درنتیجه یک مکان مطلوب برای بیان با کفایت مارکرهای انتخابی هستند .


کاربردهایی از فاژ Mu در تکنولوژی ترانسپوزیشن:
1.برای توالی یابی DNA
2. آنالیز عملکرد DNA پلاسمید وژنوم ویروس
3. مهندسی پروتئین برای مطالعات عملکرد و ساختار و تولید ژن های هدف



سیده صبا خلیلی
سیده کبری صداقتی
زهرا زارع
الهام شرفی
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۸۹ساعت 21:47  توسط رضائیان - شاه ایلی 

 

به ویروس هایی که از باکتری به عنوان سلول میزبان استفاده می کنند اصطلاحا باکتریوفاژ(یا به اختصار فاژ)می گویند.در خصوص اهمیت باکتریوفاژ باید دانست که اغلب دستاوردهای زیست شناسی و ژنتیک مولکولی مدیون باکتریوفاژ است.به عنوان مثال ((تعیین کد ژنتیکی یا رمز سه حرفی DNA در باکتریوفاژ T4 )).

باکتریوفاژ دارای یک سر((Head))که حاوی ژنوم فاژ و یک دم ((Tail))می باشد که هم در اتصال فاژ به میزبان و هم در انتقال ژنوم فاژ به داخل سلول میزبان دخالت دارد.دم شامل Core تو خالی است که به وسیله غلافی ((sheath))قابل انقباض پوشیده شده است و همچنین در انتهای دم یک صفحه یا Base و plateیا پایه دیده می شود.



فاژها را به طور کل به پنج دسته تقسیم بندی می کنند

١- فاژهای Teven(زوج)،( T6 - T4 - T2 ) این دسته از فاژها DNAی دو رشته یای خطی دارند.Tزوج ها ژنوم بزرگی دارند و حدود 135 ژن را حمل می کنند.
٢-فاژ Todd (فرد)( T5 - T3 - T1) و فاژ لامبدا(λ) .
٣-فاژهای( tailless( Φx174.
٤-فاژهای رشته ای( Filamentous( Fd - M13 - F1 .
٥-فاژهای( dsrna(Q6

کلاس Tجزء فاژهای DNA دار بزرگ است که به چهار گروه تقسیم شده اند:
T1(50 kb) ،T2,T4,T6 (تقریبا 170Kb) , T7,T3(40kb)، T5(تقریبا 130Kb)

طول DNAی فاژ T4 که باکتری E.coli را آلوده می کند برابر با 169-170KB مي باشد. اندازه بسیاری از فاژها 25 تا 200nm است واين درحالي است كه فاژ T4 بزرگ بوده و تقریبا 90nm عرض و 200nm طول دارد. ژنوم فاژ شامل اطلاعات لازم برای به وجود آوردن یک فاژ T4جدید است.

یکی از ویژگیهای برجسته ی ژنوم Tزوج ها مثل T4 این است که به جای باز سیتوزین (C)، 5-هیدروکسی متیل سیتوزین (HMC) قرار دارد.که این HMC به طور طبیعی مقابل باز گوانین(G) قرار می گیرد. HMCباعث می شود که آنزیم های ویروسی بیننوكلئيك اسيدهاي خود و میزبان تشخیص قائل می شود.

و ژنوم ویروس به واسطهHMC از اثر آنزیم های خودش محفوظ می ماند.زيرا آنزیم های ویروسی ژنوم میزبان را قطعه قطعه می کنند و تمام امکانات میزبان را در اختیار می گیرد.

در اثر افزوده شدن 2 گلوکز به سر 5 به HMC عمل گلیکوزیلاسیون اتفاق می افتد که باعث می شود فاژ در برابر حمله و تجزیه سیستم های ترمیمی باکتری مصون بماند.از طرفی گلیکوزیلاسیون خاص یوکاریوتهاست و به جز چند استثناء در باکتری یافت نمی شود و این پدیده درفاژ بسیار شگفت انگیز است.فاژ T4 دارای خصوصیات ویژه ای است:

- اینترون شبیه یوکاریوتها دارد
- سرعت بالایی در مکانیسم کپی برداری از DNA دارد.
- مکانیسمي خاص تغییرDNA دارد.
-آلوده کننده E.coli O157:H7 است.

چرخه زندگی T4:
این چرخه حدود 30 دقیقه در دمای 37درجه سانتیگراد به طول می انجامد.فاژT4 پس از شناسایی میزبان خود در ابتدا توسط دم فیبری خود به گیرنده اختصاصی سلول باکتری متصل می شود . جنس این گیرنده ها می تواند لیپو پروتئین ، لیپو پلی ساکارید (Lps) یا پروتئین باشد.
پس از این اتصال Base plate به سلول می چسبد.سپس غلاف خارجی دم منقبض می شود و لوله داخلی دم از غشاء خارجی عبور می کند و به غشاءسیتوپلاسمی نزدیک تر می شود .در این هنگام با injection tube (لوله تزریق کننده )DNAی خود را به درون میزبان تزریق می کند.که تعداد کمی پروتئین های داخلی مثل gp2 همراه DNA وارد باکتری می شود که از انتهای DNAدربرابرexonucleolytic محافظت می کند.



مراحل تکثیر فاژ:
1- به محض تزریق DNA فاژ، RNAپلی مراز میزبان به چندین ناحیه ازpromatorرویDNA ي T4 باند می شود. ازروي گروهی از ژن ها به نام immediate-early رونویسی را انجام می شود. پروتئين هاي توليد شده توسط اين ژن ها جلوی اعمال میزبان را می گیرد و درمدت فقط 3 الي 5 دقیقه بعد از آلودگی در دمای 37 درجه سانتیگراد ساخته می شوند.بسيار پایداربوده ودرطول آلودگی باقی می مانند .

2- سنتز ژن هایdelayed-early تقریبا 3دقیقه بعد از آلودگی شروع می شود این ژن ها توليد كننده انواعي از آنزيم ها مي باشمد. به عنوان مثال گروهي نوکلئاز هستند و روی DNA میزبان اثر می گذارند.گروهي نيزباعث تغييرRNA پلی مراز میزبان ازآن به نفع خوداستفاده مي كنند. ژن های متاخر پروتئین های مورد نیاز برای ساخت ساختارهای کپسید و دم را کد می کند.

3-سنتزDNA فاژ تقریبا 5 دقیقه بعد از آلودگی به واسطه replisome که کمپلکسی از 8 پروتئین است شروع می شود.که شامل:

gp43) DNA polymerase
( gp44-62 , gp45) Clamp protein
( gp32) DNA binding protein
( gpql and gp41 ) Primase and helicase
(gp59) Helicase loading protein


4- سنتز پروتئین های فاژ ، تقریبا 7 دقیقه بعد از آلودگی شروع می شود. در ضمن سنتز آنزیم های early به تدریج متوقف می شود.

5-ساخت اجزا و جور شدگی فاژها:

فیبر از 2 پروتئین خیلی بلند( gp37-gp34)و 3 پروتئین کوچک ( gp38-gp36-gp35)ساخته شده است.با توجه به این که gp57 در دو مرحله ساختمان پروتئین ها را تغییر می دهد ، در نتیجه 6 تا فیبر ساخته می شود و به core متصل می شود و سپس tail tube و sheath (غلاف)ساخته می شود. gp29پروتئین خاص base plate است. مطابق با قانون carsper-klug سر فاژ به وسیله gp23 ، gp24 و چندین پروتئين دیگر ساخته می شود.

gp23 یک shell(قشر ، پوست)اطراف core را تشکیل می دهد. سپس proGroel و gp24 اضافه می شود و در مراحل بعد سر کامل می شود و gp23 ، gp24 شکافی را ایجاد می کنند. سپس در مرحله بعد سر از غشای سلولی رها می شود.
سپس سر به انتهای یکی از رشته های DNAکپی شده (با کمک gp16 ، gp17 )می چسبد. در مرحله بعد اندونوکلئاز ПV gp49 ) رشته ها را تجزیه می کنند و DNA لیکاز شکافها را تعمیر می کند در این فرایند،  تعدادی از پروتئین های اضافی و تعدادی از غیر ضروری ها به قسمت خارجی سر و گردن اضافه می شوند.سر انجام سر و دم به هم متصل می شوند و بعد از آن با کمک gp63 فیبرها به دم اضافه می شوند.

مرحله آخر چرخه T4 لیز سلولی است که تقریبا ٢٥ تا ٣٠ دقیقه بعد از آلودگی در دمای ٣٧ درجه سانتی گراد اتفاق می افتد برای لیز سلول به دو ژن نیاز دارد : لیزوزوم ( gpe ) که به پیوند های بین N استیل گلو کز آمین حمله می کند . و holin ( لیز پروتئین ) ( gpt ) که سوراخی در غشاء داخلی ایجاد می کند .

با تخریب دیواره سلول باکتری ، باكتري لیز می شود و از هر سلول باکتری تقریبا ١٠٠ تا ٢٠٠ فاژ رها می شود که در محیط می ماند تا به سلول میز بان جدیدی متصل شود ودوباره سیکل تکرار می شود .


پريسا  زارعي
ليلا زارع
فهيمه ميري
زهرا مختاري
+ نوشته شده در  جمعه ۲۱ اسفند ۱۳۸۸ساعت 17:33  توسط رضائیان - شاه ایلی  | 

 

M13 یک باکتریوفاژ رشته‌ای است که متشکل است از DNA تک رشته‌ای حلقوی با طول 6.4 (6404 نوکلئوتید) که با کپسیدی حاوی حدود 2700 نسخه پروتئین P8 (پروتئین اصلی تشکیل دهنده‌ی کپسید) و 5 تا 8 نسخه از پروتئین P3 که در بخش تحتانی ساختمان فاژ واقع شده است.




M13 باکتری اشرشیاکولی را آلوده می‌کند. نحوه‌ی ورود M13 به سلول میزبان از طریق پیلی (pili) است. پروتئین P3 به گیرنده‌‌های واقع در نوک پیلوس متصل شده و سبب تزریق DNA ویروس به میزبان می‌شود.

چرخه‌ی آلوده سازی M13 غیر لیتیک است و از این رو عفونت با آن برای میزبان کشنده نیست. از طرفی DNA تک رشته‌ای M13 وارد کرومزوم باکتری نمی‌شود و چرخه‌ی لیزوژنیک را دنبال نمی‌کند.

DNA تک رشته‌ای حلقوی M13 حاوی 10 ژن است برخی از این ژن‌ها به شرح زیر است:
• ژن II آنزیم نیکاز، که در همانندسازی چرخه‌ی غلتان نقش دارد را کد می‌کنند.
• ژن III پروتئین P3 را کد می‌کنند که ورود ژنوم فاژ را به سلول میزبان، رهبری می‌کنند.
• ژن VIII که P8 را کد می‌کند که سازنده‌ی اصلی پوشش ویروس است.
M13 در طی چرخه‌ی آلوده سازی خود دو نوع روش همانندسازی را ممکن است در پیش بگیرد:

1. مولکول تک رشته‌ای به عنوان الگو برای سنتز رشته‌ی مکملش قرار می‌گیرد و DNA دو رشته‌ای حلقوی تشکیل می‌شود که فرم تکثیری ژنوم M13 می‌باشد.

2. ذرات فاژی جدید به طور مداوم تشکیل می شوند و از سلول خارج می‌شوند. برای آنکه ذرات فاژی جدید تشکیل شود از طرق همانندسازی چرخه‌ی غلتان، DNA حلقوی تک رشته‌ای ایجاد می‌شود.

در همانندسازی چرخه‌ی غلتان، فرم تکثیری ( فرم دو رشته‌ای حلقوی ) از طریق آنزیم نیکاز،که توسط ژن II کد می‌شود، در یکی از رشته‌ها شکاف ایجاد می‌شود که سبب فراهم شدن دو انتهای آزاد 3" هیدروکسیل و 5" فسفات می‌شود.

از آنجا که آنزیم DNA پلیمراز برای ردیف کردن نوکلئوتیدها به انتهای آزاد 3" هیدروکسیل به عنوان سوبسترا نیاز دارد، عمل آنزیم نیکاز این سوبسترا را برای آنزیم فراهم می‌کند. رشته‌ی بریده نشده به عنوان الگوی همانندسازی خواهد بود. در شکل زیر دو نوع همانندسازی نشان داده شده است:




اگر M13 را با فاژ لاندا مقایسه کنید متوجه‌ی ویژگی‌های منحصربه فرد آن می‌شوید برای مثال داشتن DNA حلقوی تک رشته‌ای که طول آن خیلی کوچکتر از ژنوم لانداست و این بدین معنی است که تعداد ژن‌های M13 کمتر است، به این علت که تعداد پروتئین‌های سازنده‌ی پوشش M13 تنها 3 نوع است در حالیکه در ساختمان سری دمی لاندا 15 نوع پروتئین وجود دارد.


از جمله خصوصیاتی که M13 را مورد توجه مهندسان ژنتیک و طراحان وکتور قرارداده است به قرار زیر است:
• اولین خصوصیت، اندازه‌ی ژنوم M13 است. طول کمتر از 10 کیلوباز اندازه‌ی بسیار مطلوبی برای یک وکتور است، که در قسمت قبل این مجموعه علت آن بیان شد.
• ویژگی منحصر به فرد M13 ، فرم تکثیری دو رشته‌ای و نحوه‌ی همانندسازی آن است. فرم تکثیری M13 شبیه پلاسمید است و می‌توان مانندپلاسمید، وکتور حاصل از آن را از سلول میزبانش خالص نمود و مجدداً به باکتری وارد نمود.
یک ویژگی مهم و استثنایی وکتورهای حاصل از M13 توان بالقوه‌ی آن برای ایجاد DNA تک رشته‌ای از طریق همانندسازی چرخه‌ی غلتان است. تولید ژن کلون شده‌ی تک رشته‌ای برای برخی از اهداف از قبیل توالی یابی، ایجاد جهش به منظور بررسی‌های تکاملی و یا تولید پروتئین‌های با ویژگی‌های برتر، مورد توجه است.

1. پیلوس ساختار است که باکتری از طریق آن همیوغی جنسی انجام می‌دهد. پلاسمید F که حامل فاکتور بارور سازی است کد کننده‌ی پروتئین‌های لازم برای پیلوس همیوغ کننده‌ی اشرشیاکولی است.

2. چرخه‌ی لیتیک سبب لیز شدن سلول میزبان و مرگ آن می‌شود

هاجر  محمودي
مريم  رهبر
مهسا پورشاهيان
پريسا قهرماني


+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸ساعت 14:54  توسط رضائیان - شاه ایلی  |